تبليغاتX
دلــــشدگان
با تو عهد خواهم بست...

با تو عهد خواهم بست. با قلب تو، با روح تو و با احساس زيبا و پاک تو عهد خواهم بست که به غير از تو به کسي نينديشم. در کنارت خواهم ماند و همه آرزوهايم را در تو خلاصه خواهم کرد. از تو مي‌خواهم به غير از من به کسي نينديشي و در کنارم بماني و همه آرزوهايت را در من خلاصه کني تا هر دو عاشقانه از اين دنياي پررنگ و ريا و پر تزوير پر بکشيم و به آنسوي آبهاي پاکي و صداقت پر بکشيم. دوستت دارم اي پر پروازم. اي ايمان قلب خسته‌ام. در کنارم بمان تا با حضور تو به آينده‌اي نامعلوم اما شيرين چشم بدوزم. منتظرت هستم تا هرچه زودتر به همه روياهايم جامه حقيقتي شيرين و خواستني بپوشاني اي پاکترين پاکها.

نگارنده: بــهـار و ايـمــان در شنبه 1386/05/27 ساعت 14:29 | لينک ثابت |

دوستت دارم

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

مادر

پدر

ايمانم 

 

توي اين دنيا بعد از خدا سه نفر هستن که تا سرحد جون مي پرستمشون: مادر، پدر و عشقم ايمان

نگارنده: بــهـار و ايـمــان در دوشنبه 1386/04/11 ساعت 12:1 | لينک ثابت |

عشق و باز هم عشق ، اينم يه شعر ماندگار

يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم. يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو گمشو چون زندگيش رو ازش ميگيريم. يادمون باشه کسي که منتظر و چشم به راهه دلش از برگ گل هم نازکتره، پس مواظب باشيم برگ گل رو خدشه دار نکنيم. "

عشق يعني مستي و ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني رازقي ، يعني نسيم

عشق يعني مست گشتن از شميم

عشق يعني آفتاب بي غروب

عشق يعني آسمان ، يعني فروغ

عشق يعني آرزو ، يعني اميد

عشق يعني روشني ، يعني سپيد

عشق يعني غوطه خوردن بين موج

عشق يعني رد شدن از مرز اوج

عشق يعني از سپيده تا سحر

عشق يعني پا نهادن در خطر

عشق يعني لحظه ديدار يار

عشق يعني دست در دست نگار

عشق يعني عقل شد مدهوش تو

عشق يعني مست در آغوش تو

عشق يعني لحظه هاي بي قرار

عشق يعني صبر ، يعني انتظار

عشق يعني اشتياق و اضطراب

عشق يعني دلهره ، يعني شتاب

عشق يعني اشك ، يعني عاطفه

عشق يعني يادگاري خاطره

عشق يعني لايق مريم شدن

عشق يعني با خدا همدم شدن

عشق يعني جام لبريز از شراب

عشق يعني تشنگي ، يعني سراب

عشق يعني خواستن ، له له زدن

عشق يعني سوختن ، پر پر زدن

عشق يعني سالهاي عمر سخت

عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ

عشق يعني با "خدايا" ساختن

عشق يعني چون هميشه "باختن"

 

نگارنده: بــهـار و ايـمــان در چهارشنبه 1386/04/06 ساعت 9:7 | لينک ثابت |

تنهايي خوشا به حال يارت ...
تنهايي! چقدر زيبايي

 

هيچگاه از يارت جدا نمي شوي

 

هرگاه که يارت بخواهد نزدش مي روي بدون هيچ منتي

 

تنهايش نمي گذاري.

 

اما من تنهاي تنهاي تنهايم

نگارنده: بــهـار و ايـمــان در سه شنبه 1386/03/29 ساعت 12:53 | لينک ثابت |

فاطمه جان (س) دوستت دارم

فاطمه ( عليها السلام) در روزهاى آخر زندگى

 

«اسماء بنت عميس‏» را فراخواند و فرمود:

دوست ندارم بر پيكر زن پارچه‏اى بيفكنند

و اندام وى زير آن نمايان باشد.

اسماء پاسخ داد: نه من چيزى به تو نشان خواهم داد

 كه درحبشه ديدم سپس چند شاخه‏تر خواست،

 آنها را خم كرد و پارچه‏اى بر روى آن كشيد

 و تابوت گونه ساخت. فاطمه ( عليها السلام) فرمود:

چه چيز خوبى است پيكر زن و مرد قابل تشخيص نيست.

 اى اسماء! هنگامى كه جان دادم تو مرا غسل بده

و نگذار كسى نزد جنازه من بيابد .

اين اولين تابوتى بود كه در اسلام ساخته شد

 و هنگامى كه فاطمه ( عليها السلام) آن را ديد

 تبسمى كرد كه تنها تبسم او بعد از وفات

پدرش رسول خدا صلى الله عليه و آله بود.

بيمارى فاطمه ( عليها السلام) روز بروز سخت‏تر مى‏شد،

 فرزندان زهرا سلام الله عليها بخاطر مادرشان

بشدت نگران بودند

و دل پاك على ( عليه السلام) از اندوه فاطمه سلام الله عليها

 در خون نشسته بود.

روز وفات، زهرا ( عليها السلام) وصاياى خود را

 به على عليه اسلام بيان فرمود و او بشدت گريست.

فاطمه ( عليها السلام) ضمن سفارش فرزندانش

 به على ( عليه السلام) فرمود:

 يا على! مرا شبانه غسل بده، كفن كن و به خاك بسپار،

 آن هنگام كه چشمها در خواب است.

دوست ندارم كسانى كه حقم را غصب كردند

 به تشييع جنازه من حاضر شوند و يا بر من نماز بخوانند.

هنگامى كه وفات فاطمه سلام الله عليها نزديك شد،

 به «سلما» فرمود تا مقدارى آب آورد.

زهرا سلام الله عليها غسل كرد

و بخوبى بدن خود را شستشو داد،

 لباسهاى نوى خود را خواست و آنها را پوشيد;

 سپس از سلما خواست تا رختخوابش را

 وسط حجره بگستراند آنگاه رو به قبله دراز كشيد;

دستها را زير صورت نهاد و گفت

من هم اكنون قبض روح خواهم شد.

خود را پاكيزه كرده‏ام كسى مرا برهنه نكند.

پس از وفات فاطمه ( عليها السلام)

حسن وحسين ( عليهما السلام) وارد خانه شدند

و سراغ مادرشان را گرفتند، گفتند

 اكنون هنگام استراحت مادر ما نيست

اسماء  به آنان گفت عزيزانم مادرتان از دنيا رفت.

حسن و حسين (ع) روى جنازه مادر افتادند

 و آن را مى‏بوسيدند و گريه مى‏كردند.

 حسن (ع) مى‏گفت مادرجان با من سخن بگو.

 حسين (ع) مى‏گفت مادر جان من حسين توام، قبل از آنكه

 بخاطر غم فراقت روح از بدنم جدا شود با من سخن بگو.

يتيمان زهرا (سلام الله عليها) به جانب مسجد شتافتند

 تا پدرشان را از مرگ غم انگيز مادر با خبر كنند.

 وقتى خبر وفات زهرا (سلام الله عليها) به على (ع) رسيد

از شدت غم و اندوه بيتاب شد و فرمود

 اى دختر پيامبر (ص) تو تسلى بخش من بودى

 بعد از تو از كه تسليت‏بجويم.

صداى شيون يتيمان زهرا (سلام الله عليها)

آواى جانسوز عزا بود كه بگوش مردم مدينه رسيد.

 «عده‏اى ازخواص بنى هاشم به درون خانه رفتند،»

مردم مدينه نيز بيرون خانه اجتماع كردند

 و در حالى كه بشدت مى‏گريستند

منتظر بودند جنازه زهرا (سلام الله عليها)

را از خانه بيرون آورند تا در تشييع جنازه شركت كنند

 ناگاه ابوذر از خانه خارج شد و گفت

 پراكنده شويد چون تشييع جنازه به تاخير افتاد. 

شبانگاه على عليه السلام پيكر پاك فاطمه (سلام الله عليها)

 را غسل داد. 

در هنگام غسل وى اسماء نيز با على (ع) همكار داشت. 

تنى چند از پاك مردان و رازداران اهل بيت چون

 سلمان فارسى، مقداد، ابوذر، عمار و حذيفه،

عبدالله بن مسعود  ، عباس و عقيل

 همراه حسن و حسين و على (سلام الله عليها) نماز گزاردند.

شبانه فاطمه (سلام الله عليها) رادفن كردند،

 على (ع) او را بخاك سپرد .و اجازه نداد تا ابوبكر

 بر جنازه او حاضر شود .

على عليه السلام جايگاه زهرا (ع) را با زمين يكسان ساخت

 تا مزارش شناخته نشود.

و به روايتى صورت چند قبر بنا كرد تا مزار واقعى مخفى بماند. 

نگارنده: بــهـار و ايـمــان در چهارشنبه 1386/03/23 ساعت 9:33 | لينک ثابت |